اشعار زیبا در مورد ولادت امام محمد تقی علیه السلام

5/5 - (1 امتیاز)

اشعار زیبا در مورد ولادت امام محمد تقی علیه السلام

دهم ماه رجب برابر با روز شنبه 22 بهمن 1400، سالروز ولادت امام محمد تقی (ع)  می باشد و مجله پیک نت نیز به همین مناسبت، گلچینی از اشعار ویژه این روز از شاعران آیینی کشورمان آماده کرده است.

اشعار زیبا در مورد ولادت امام محمد تقی علیه السلام

تاریخ ولادت

ولادت امام محمد تقی (ع) معروف به جواد الائمه در مدینه بوده است. ولادت این امام بزرگوار در همان روزی است که حضرت علی اصغر به دنیا آمده است.

حضرت امام محمد تقی (ع) میوه دل ثامن الحجج (ع) در دهم رجب ۱۹۵ قمری در مدینه متولد شد.

پدر بزرگوارش حضرت امام رضا (ع) و مادرش بانوی گرامی و بافضیلتی به نام «سبیکه» است که امام رضا (ع) او را «خیزران» نامید.

حضرت همواره از ایشان به نیکی یاد کرده و او را با تعابیری چون بانویی پاکدامن و بانوی بافضیلت نام می بردند.

شعر ولادت امام محمد تقی (ع)

شاعر: محمد سهرابی

هر که دل بُرد، دلبر ما نیست

هر که نازی فروخت، لیلا نیست

هر که هویی کِشَد، مسیحا نیست

هر کسی با تو نیست، با ما نیست

دلبر محض، غیر مولا نیست

کیست مولا و فیه نور ِاله

قد تجلّی بِنورهِ الله

گه خدا آینه است و مولا گاه

وسط و ابتدا و آخر راه

ذره ای فرق بین آنها نیست

عاشقان دف به کف ز حیرانی

صف کشیدند بر غزل خوانی

تا فِتد بر که فال قربانی

رحمت حق به قوم نصرانی

نزد آن شیعه کز تو شیدا نیست

مستم از عشق و خُم به دوش تویی

نُهمین بحر باده جوش تویی

پسر سلسله فروش تویی

حق تعالای هر سروش تویی

ورنه جبریل مرد اینها نیست

ای پدر خوانده ی پیاله و خُم

هو تویی ای عزیز یازدهم

ای امیر عمارت مردم

تو به «نحنُ» بناز و من «انتم»

که کتابت به شرح آتانی است

اربعینی به شیشه می‌بوده

کس نداند که تاک کِی بوده

مِهر یا این که تیر و دِی بوده

چون عروس علی ز ری بوده

نیمی از این شراب ایرانی است

شه به بزم جلوس می‌آید

منکر او عبوس می‌آید

جان سلطان طوس می‌آید

یا انیس النفوس می‌آید

جان دهیدش، گهِ تماشا نیست

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

امشب شب گدایی و عرض ارادت است

باب المراد آمده و وقت حاجت است

امشب دوباره خنده به لبهای مرتضی است

وقت نزول آیه ی ناب امامت است

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

آسمان جای گل ریزد ستاره

جلوه‌گر شد محمّدی دوباره

می‌کند بر رخش رضا نظاره

عید ابـن الرضـاست

غرق نورش فضاست

یا رضا یا رضا چشم تو روشن

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

شاعر: محسن عرب خالقی

قسم به آنکه به گنجشک بال و پر داده است

همان که بال قنوت دم سحر داده است

قسم به سوره ی خورشید و آیه آیه ی آن

که نور را به دل روشن بشر داده است

قسم به آه درختی بدون بَر که به جبر

شکوه ساقه ی خود را به یک تبر داده است

دمیده بر دم صور مدینه اسرافیل

ترانه خوانده و آواز عشق سر داده است

که‌هان تمامی هفت آسمان نظاره کنید

فلک به دامن خورشیدتان قمر داده است

کسی که وارث پیغمبر است ابتر نیست

خدا دوباره به این خاندان پسر داده است

پسر نه، کوثر قرآن ضامن آهو

جواد آل علی جان ضامن آهو

همان که سجدگهش آسمان عیسی شد

همان که خاک درش کوه طور موسی شد

همان که آرزویش بر دل زکریا ماند

همان که دیدن او آرزوی یحیی شد

همان که ذره شد از لطف چشم او خورشید

همان که قطره ز شوق نگاش دریا شد

همان که روشنی چشم آسمانی‌هاست

ستاره ی سحر آسمان بابا شد

همان که در وسط طعنه‌ها و تهمت‌ها

رسید و قصه ی کوثر دوباره احیا شد

مدینه مکه و ریحانه هم خدیجه ی آن

رضا رسول خدا و جواد، زهرا شد

رسید سیب بهشت خدا، خدا را شکر

رسید یوسف یعقوب ما، خدا را شکر

به شیوه ی پدر این چشم مهربان شده است

همان نگاه، همان عاطفه، همان شده است

همان صمیمیت و گرمی و صفای سبز

همان پناه که آهو دخیل آن شده است

اگر غلط نکنم بوی یاس می‌آید

اگر درست بگویم رضا جوان شده است

جواد جود خداوند آسمانها هست

که با زبان زمینی او بیان شده است

منم گدای امامی که قرص مهر و ماه

به دست سائل او مثل قرص نان شده است

فقط نه ملجأ حاجات مردمان زمین

که مأمن همه ی آسمانیان شده است

کسی که سائل این خانه هست می‌داند

جواد، جود کند سائلی نمی ماند

مخاطب همه ی نامه‌های من شده ای

توسلی همه روزه برای من شده ای

خودت نه حرز جوادت برای ما کافی ست

هزار شکر خدا را دعای من شده ای

در این زمین که هوای نفس کشیدن نیست

حیات من نفس من هوای من شده ای

دلم بهانه صحن تو دارد آقا باز

بهانه ی سفر کربلای من شده ای

مرا سفر، سفر کاظمین قسمت کن

مرا زیارت قبر حسین قسمت کن

♦♦♦♦♦ اشعار ولادت امام محمد تقی (ع) ♦♦♦♦♦♦

یک یا جواد گفتم و دل کاظمین رفت

نوکر همیشه در پی طوفِ زیارت است

یادش بخیر جامعه خواندم میان صحن

بین بهشت… نه … حرمت فوق جنت است

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

در گلستان وحی گل وا شد امشب

وجه غیب خـدا پیـدا شد امشب

حجت حق، رضا بابا شد امشب

جود و احسان گداش جان عالـم فداش

یا رضا یا رضا چشم تو روشن

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

باز شبیه شب بارانی ام

زاده ی دریایم و طوفانی ام

مثل اویس از قرن آواره ام

در پی یاران خراسانی ام

عاشقی ام را همه فهمیده اند

مهر شده مهر به پیشانی ام

دست نسیم است سر گیسویش

دست خودم نیست پریشانی ام

ابروی او نورٌ عَلی نور شد

عاشق این طاق چراغانی ام

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

نهمیـن حجت خالق سرمد

کنیۀ او جواد، نـامش محمّد

به جلال و جمال و جاه احمد

مات حسنش ملک

محو رویـش فلک

یا رضا یا رضا چشم تو روشن

♦♦♦♦♦ شعر ولادت امام محمد تقی (ع) ♦♦♦♦♦♦

ناوک مژگانتان ما را ز پا انداخته

گیسوان چون کمندت، کار دل را ساخته

دل نگو ! ویرانه ای پایین پایت مانده است

لشگرخون ریز زلفت فاتحانه تاخته

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

همه اهل کرم، گدای کویش

چشم ارباب معرفت به سویش

جای گل‌بوسۀ رضا بـه رویش

به جلالش درود

به جمالش درود

یا رضا یا رضا چشم تو روشن

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

خانه ی دل از غمت ای آشنا آتش گرفت

یا که گویم قلبتان هم از جفا آتش گرفت

زهر کینه همچو میخی روی سینه جا گرفت

سینه و قلب و همه جای شما آتش گرفت

آنقدر از چشم خود خون جگر می ریختی

تا که از هرمش همی چشم شما آتش گرفت

جای آنکه او بنوشاند تو را از آب و شیر

جای آن از زهر جسمت تا به پا آتش گرفت

گرچه می سوخت اما قبل از این ها این جگر

از غم داغ غریب کربلا آتش گرفت

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

شعر ولادت امام محمد تقی (ع)

آسمان! جلوۀ جانانه بنگر

سرِ دست رضا دردانه بنگر

روی ریحانۀ ریحانه بنگر

این همان جواد است سیدالعباد است

یا رضا یا رضا چشم تو روشن

♦♦♦♦♦ اشعار ولادت امام محمد تقی (ع) ♦♦♦♦♦♦

ای کوی تو قبله ی مراد ادرکنی

ای دادرس روز معاد ادکنی

ای گشته ز فرط جود و عطا

مشهور و ملقب به جواد ادرکنی

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

امشب به شبستان ولایت قمر آمد

خورشید جمالات خدا جلوه‌گر آمد

طوبـای تمنای رضـا را ثمـر آمد

در بیت رضا بـاز رضای دگـر آمد

میـلاد جـواد‌بـن جوادبـن جـواد است

این باب مراد است مراد است مراد است

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

گرخوب شوداگر که بد هم بد نیست

حاجت دهدت یا ندهد هم بد نیست

چون بعد رضا نهم امام است جواد

هشتت گرو نه بشود هم بد نیست

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

خیزید که امشب شب شادی و سرور است

خیزیـد کـه میـلاد تجلیگه نــور است

هر لحظه هزاران شب شوق و شب شور است

از پـا ننشینیـد شـب صبـح ظهــور است

رخسار خداونـد، عیان آمده امشب

یا باز، محمّد به جهان آمده امشب؟

این موهبت و لطف خداداد، مبارک

بر آل محمّـد شب میـلاد، مبارک

این عید بود بر همه اعیاد، مبارک

میلاد جوادبـن‌رضا بـاد، مبارک

جود و کرم و لطف حق آغاز شد امشب

قرآن به روی دست رضا باز شد امشب

♦♦♦♦♦ شعر ولادت امام محمد تقی (ع) ♦♦♦♦♦♦

در راه رسیدن به تو دل از نفس افتاد

آهویِ فراری شده از پنجه ی صیاد

گفتی که بگیر از دل دریای جوادم

برخیز بیا قرعه به اقبال تو افتاد

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

سر تـا بـه قدم آینـۀ حسن خدایی

کارش ز همه خلق جهان عقده‌گشایی

جان همگان در قدمش باد فدایی

جود آمـده بـر درـه او بهـر گدایی

در وسعـت ملـک ازلی نور ببینید

ای چشم بد از ماه رخش دور! ببینید

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

جود جواد می کند دل ز غم و غصه برون

صحبت فضلش بشود در همه ی سال و قرون

هر که محبش بشود ، رهرو راهش بشود

جود جواد می کند ز نار دوزخش مصون

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

ای ماه رجب بوسه بزن بر سر و رویش

ای مهر ببـر سجده به خاک سر کویش

ای لیلۀ قـدر این تـو و این طرۀ مویش

ای خلـق خدا روی بیارید بـه سویش

این باب کرم، باب دعا، باب مراد است

والله جواد است جواد است جواد است

♦♦♦♦♦ اشعار ولادت امام محمد تقی (ع) ♦♦♦♦♦♦

میلاد تقی نهم امام است امروز

درب کشور جود باز است امروز

تبریک فرشتگان به درگاه رضا

هردم صلوات است و سلام است امروز

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

داده است خداوند به فضل تو گواهی

در کودکی‌ات سینه پـر از علـم الهی

دادی خبـر از ابـر و هوا و یم و ماهی

مأمون که نبودش به درون غیر سیاهی

گویی که شراری شد و یکباره برافروخت

در آتش بغض و حسد و کینۀ خود سوخت

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

هرکس که پناهنده به این در گردد

ایمن ز خطر به لطف دار گردد

یک عمر محال که از جود جواد

با دست تهی گدای او برگردد

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

من سائل لطف و کرمت بودم و هستم

هرجا که روم در حرمت بودم و هستم

یک قطرۀ کوچک ز یمت بوده و هستم

موری سـر خاک قدمت بودم و هستم

با آن که گناهم را دانستی و دانی

آنی ز دل خویش نراندی و نرانی

هرچند که دائم خجلم از گل رویت

سوگند به رویت نروم از سر کویت

امروز دگر گشتم ریگ تـه جویت

ای لطف و کرم عادت و احسان همه خویت

تنها نه ز رأفت به روی دوست بخندی

بر دشمن خود هم در این خانه نبندی

♦♦♦♦♦ شعر ولادت امام محمد تقی (ع) ♦♦♦♦♦♦

بخوان جانب کاظمینم و ز آنجا ببر کربلا، یا جوادالائمه

بمانم ، بمیرم سپس زنده گردم به مهر شما، یا جوادالائمه

به جان پیمبر به زهراى اطهر به بابت رضا یا جوادالائمه

مرا تا ابد از صف دوستانت مگردان جدا، یا جوادالائمه

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

ابن الرضا به حجره غریبانه جان سپرد

او شمع جمع بود و چو پروانه جان سپرد

مسموم شد ز زهر جگر سوز اُمّ فضل

از روی شوق در ره جانانه جان سپرد

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

در میان حجره یا رب کیست غوغا میکند

شکوه زیر لب ز بی رحمی دنیا میکند

همسرش از فرط شادی و شعف کف میزند

زین عمل خود را به عالم خوار و رسوا میکند

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

برون حجره همه پای‌کوب و دست افشان

درون حجره یکی بود، دست و پا می زد

ایستاده بود و جوادالائمه جان می داد

ز او بپرس که زخم زبان چرا می زد ؟

♦♦♦♦♦ اشعار ولادت امام محمد تقی (ع) ♦♦♦♦♦♦

خانه ی دل از غم آن آشنا آتش گرفت

یا که گویم قلب او هم از جفا آتش گرفت

زهر کینه همچو میخی روی سینه جا گرفت

سینه و قلب و همه جای شما آتش گرفت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.