زیباترین شعر محرم | گلچین اشعار محرم

5/5 - (1 امتیاز)
زیباترین شعر محرم | گلچین اشعار محرم

شاعران آیینی کشورمان با فرارسیدن ماه محرم و عزای سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین (ع) و یاران وفادارشان، اشعار زیبایی را سرودند که در ادامه می توانید گلچین زیباترین شعر سروده شده ویژه این ماه را بخوانید.

زیباترین شعر محرم

شاعر: حمیدرضا برقعی

اگر چه مثل محّرم نمی شوم هرگز

جدا ز روضه و ماتم نمی شوم هرگز

مرا ببخش مرا چون که خوب می دانم

که توبه کردم و آدم نمی شوم هرگز

اسیر جاذبه ی حُسن یوسف یاسم

که محو در گل مریم نمی شوم هرگز

گناه کارم و حتی بدون اذن شما

بدان نصیب جهنم نمی شوم هرگز

به جان عشق قسم غیر چهارده معصوم

به پای هیچ کسی خم نمی شوم هرگز

قسم به قلب سپیدت سیاهپوش کسی

بجز شهید محّرم نمی شوم هرگز

نَمی فُرات بیاور چرا که من قانع

به سلسبیل و به زمزم نمی شوم هرگز

در انتهای غزل من دوباره می خواهم

فقط برای تو باشم نمی شوم هرگز

*********

شاعر: محمد جواد پرچمی

سردر این خانه ها با ما و پرچم باخودت

دسته سینه زنی با ما ولی دم با خودت

روزی اشک تمام نوکران هم باخودت

واقعاً دلواپسیم آقا محرم باخودت

از عزاداران آن آقای عطشانیم ما

رفته رفته نالۀ مظلوم دارد میرسد

مادری با کودکی معصوم دارد میرسد

آه آه خواهری مهموم دارد میرسد

خنجر کندی روی حلقوم دارد میرسد

از غم انگشترش پاره گریبانیم ما

چکمه ای آمد کنار پیکرش یابن شبیب

روی تل می زد به صورت خواهرش یابن شبیب

جای او شمر آمده بالاسرش یابن شبیب

آه آه از ضربه های آخرش یابن شبیب

انتهای روضه را زنده نمی مانیم ما

*********

شاعر: محسن عرب خالقی

یک جهان روضه و یک ماه محرم داری

آه، آقای غریبم چقدر غم داری

تا ابد هم که بخوانند همه مرثیه ات

باز هم روضه ی نا خوانده به عالم داری

این همه زائر دلسوخته ی خاکت را

از ازل داشته ای تا به ابد هم داری

روضه خوان هات زیادند، یکیشان قرآن

مطلع فجر خدا سوره مریم داری

درد دل کن که نماند به دلت چون پدرت

خواهرت هست کنارت، تو که مَحرم داری

بهترین نوحه ما هست «غریب مادر»

صاحب روضه بگو، بهتر از این دم داری؟

تا که نومید نگردد ز درت محتاجی

تو هم انگشت هم انگشتر خاتم داری

وقت تدفین تو ای شعر غریبی، پسرت

دید در وزن تنت چند هجا کم داری

*********

خبر آمد ز مهی بوی خدا می‌آید

ماه داغ دل ما غرق نوا می‌آید

دل ببازید عزیزان که زمان الم است

ماه اشک و الم و کرب و بلا می‌آیدژ

*********

شاعر: علی ناظمی

ای دل محرم آمده وقت عزا شده

ماه عزای حضرت خون خدا شده

ماتم میان چشم همه موج میزند

چشمان گریه چشمه شور و شفا شده

ما اهل روضه زنده به بوی محرمیم

دلهای ما حسینیه ی کربلا شده

بازار و کوچه ها همه با گریه آشناست

هرجا گذر کنی غم عظمی به پا شده

دستی که وقف روضه شده سینه میزند

مرهم به زخم سینه خیر النسا شده

صاحب عزای مجلس ارباب مادر است

با دست های فاطمه هیئت بنا شده

*********

شاعر: علی اکبر لطیفیان

حـتی خدا میان حسینیه ی غمـش

سوگند خورده است به ماه محرمش

شبهای قدر محترم و با فضیلت اند

امّـا نمی رسند به شبهای ماتمش

امروز نه، غروب همان سال شصت و یک

ما را گره زدنـد به نخهای پرچمش

این دستمال گریه پر از نور می شود

وقتی به دست روضـه ی خورشید می دمش

چشمی که از برای تو گریان نمی شود

باید حواله داد به دست جهنمش

جانم فدای ِ محتشم و خانواده ات

با این: چه نوحه و چه عزا و چه ماتمش

*********

زینب همان شکوه که ناموس غیرت است

زینب که در مدینه قرق بود معبرش

زینب همان که فاطمه از هر نظر شده است

از بس که رفته این همه این زن به مادرش

زینب همان که زینت بابای خویش بود

در کربلا شدند پسرهاش زیورش

*********

شاعر: محسن عرب خالقی

بازدلشوره‌ای افتاده به جانم چه کنم

تندترمیزند آخرضربانم چه کنم

پسرم رفته و چندیست از او بی خبرم

باز هم بی خبری برده امانم چه کنم

آه یا راد یوسف پسرم برگردد

نگرانم نگرانم نگرانم چه کنم

همه ترسم از این است صدایم بزند

دیر خود رابه کنارش برسانم چه کنم

گرگهادور وبر یوسف من ریخته اند

پدری پیرم وافتاده جوانم چه کنم

به زمین خورده انار من وصد دانه شده

جمع باید کنم او راو ندانم چه کنم

جگرسوخته ام را زحرم پوشاندم

مانده ام زار که باقد کمانم چه کنم

*********

شاعر: محمد حسن بياتلو

در سینه ام ولای شما موج می زند

شوق حریم کرب و بلا موج می زند

این جا نشسته ایم که شاید نظر کنی

این جا که ازدحام گدا موج می زند

وقتی زچشم های همه اشک می چکد

لطف و عطا و عفو خدا موج می زند

وقتی به یاد علقمه ات خیس می شویم

دریـا زدیده ی تر ما موج می زند

روضه نشین حضرت سالار زینبیم

تا ذکر سید الشهدا موج می زند

اصغر زفرط تشنگی از هوش رفته است

با من بگو فرات چرا موج می زند؟

گلچین اشعار محرم

تلفیق خدا و خون فقط پیکر توست

خورشید گلی از چمن حنجر توست

شب وقف مدار چشم هایت مولا

صبح، آینه‌ی دستِ بهارآور توست

*********

شاعر: رحمان نوازنی

این کاسه های اشک دو تا چشمه شفاست

این آب گرمِ چشمه تنزیهی خداست

کم حرف می زنیم و فقط گریه می کنیم

چون اشک صادقانه ترین گفتگوی ماست

سرگرم دیدن ” من و ما ” هم نمی شویم

در بین گریه ها سر ما گرم کربلاست

اینجا حسینه است ؛هوایش بهشتی است

اینجا نفس بکش که هوایش پر از خداست

اینجا به روی عرش الهی نشسته ایم

چون بال جبرییل خدا فرش این عزاست

آقا دو دست ما و سر زلف نیزه ات

زلفی که روی دست خدا سمت ما رهاست

*********

باز محرم رسید، این من و گریه‎هایم

رفع عطش می‎کند، فرات اشک‎هایم

باز محرم رسید، دلم چه ماتمزده

کسی میان این دل، خیمه ماتم زده

*********

شاعر: نادر حسینی

من با حسین آدم و عالم خریده ام

دنیا و آخرت همه با هم خریده ام

شکر خدا که گریه کن روضه ها شدم

با چشمهام چشمه ی زمزم خریده ام

او صله داده است که من بعد چند سال

پیراهنی برای محرم خریده ام

با بچه های هیئت همرنگ گشته ام

من هم لباس مشکی ماتم خریده ام

تنها غمی که هست در عالم غم شماست

شادم از اینکه یک دل از این غم خریده ام

باید که با حسین خدا را به جان خرید

با این حساب من چقدر کم خریده ام

*********

کربلا دارالنعیم زینب است

کعبه خود تحت حریم زینب است

عمر زینب فخر مولا بود و بس

او به زهرا المثنی بود و بس

*********

شاعر: علی اکبر لطیفیان

آن باده ای خوش است که نذر سبو شود

آن غصه ای خوش است که آه گلو شود

اصلاً به یک دوقطره نباید بسنده کرد

آن چشمه،چشمه است،که یک روز”جو” شود

وقتی دلم شکست،گرو میگزارمش

خوب است، آبروی جگر “آب رو” شود

عشاق راه دربه در ناله ی هم اند

مستانه ناله کن که دلی زیرو رو شود

ما در حسینیه به خداوند می رسیم

ذکر حسین جلوه کند ذکر هو شود

روزی اگر بناست که قربا نی ام کنند

اینکار بهتر است به ابروی او شود

باید که سجده کرد خدا، یا حسین را ؟

فردا که باخدای خودش روبررو شود

آقایی کریم اجازه نمی دهد

تا اینکه دست ما به صف حشر رو شود

این گریه ی برای توعین طهارت است

عابد چرا معطل آب وضو شود

هرکس که سربه زیر تو شد سربلند شد

بی آبرو کنار تو با آبرو شود

*********

برای باغبان یاس آفریدند

علی را أشجع الناس آفریدند

وفا داری و مردی و شجاعت

یکی کردند و عباس آفریدند

*********

شاعر: محسن ناصحی

گرچه یکی یکی و جدا می برندمان

شکر خدا به کرببلا می برندمان

ماه محرم است و زمان ،غرق ماتم است

باز این چه شورش است و کجا می برندمان؟

ما نذر کرده ایم که قربانیش شویم

دارند یک به یک به منا می برندمان

حالا که حجم کل حسینیه ها کم است

از خاک کنده و به سما می برندمان

اول میان خیل ملک سینه می زنیم

بعداً به هیأت شهدا می برندمان

سربند یا حسین به ما می دهند و بعد

با هروله به عرش خدا می برندمان

جان می دهیم در وسط روضه ها سپس

در خاک با لباس سیا می برندمان

این دل حسینی و رضوی بوده از ازل

از کربلا بهشت رضا می برندمان

گیرم به کربلا نرسیدیم تا به حال

یک روز عاقبت رفقا ! می برندمان

*********

باز در خاطره‌ها، یاد تو‌ای رهرو عشق

شعله سرکش آزادگی افروخته است

یک جهان، بر تو و بر همت و مردانگی‌ات

از سر شوق و طلب، دیده جان دوخته است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *