شعر درباره ی عید غدیر خم

5/5 - (1 امتیاز)
شعر درباره ی عید غدیر خم

شاعران کشورمان اشعار زیبایی را درباره ی عید غدیر خم سروده اند که مجله پیک نت به مناسبت فرا رسیدن این روز بزرگ، گلچینی از این شعر ها را گردآوری کرده است.

شعر درباره ی عید غدیر خم

عید غدیر از بزرگ‌ ترین اعیاد شیعیان و روز هجدهم ذی‌حجه که پیامبر اکرم(ص) به دستور خدا، امام علی(ع) را به مقام خلافت و امامت منصوب کرد.

واقعه غدیر در سفر حجة الوداع سال دهم هجری و در سرزمین غدیر خم روی داد.

اشعار ویژه عید غدیر خم

در شب عیدت یا علی عیدیم عطا کن

گویم ز شوق و شعف دارم بدل این هدف

آرزویم این بود دیدار کویت نجف

بیا دروقت احتضار دیدنم علی جان

صدات کنم اون لحظۀ مردنم علی جان

لحظۀ آخر بیا به دیدنم مرتضی

زمن شفاعت نما بگذرد از من خدا

**********

ما امتداد جاده سبز غديريم

نسل حضور ساده سبز غديريم‏

ايمان ما آبى، نگاه دين ما سبز

آيينه سجّاده سبز غديريم‏

باور كنيد آبادتر از ما نبينند

وقتى خراب باده سبز غديريم‏

يك آسمان مهريم و شب را مى‏شناسيم

بر خاك غم افتاده سبز غديريم‏

آلاله ‏ييم و در يقين شيعه خود

سرخيم، تا آزاده سبز غديريم‏

پايان اين چشم انتظارى، سبزِ سبزست

تا رهسپار جاده سبز غديريم‏

ما (آتش) جا مانده بعد از كاروانيم

امّا به پا استاده سبز غديريم‏

**********

شاعر: حامد آقایی

نبین از خاک بالشتی، به شب ها زیر سر دارد

و یا در پاش نعلینی پر از وصله، اگر دارد

نبین با چاه خلوت کرده و مأنوس او گشته

و همچون وسعت دریاش، خونی در جگر دارد

اراده، چون کند مولا، قضا تغییر خواهد کرد

علی در سرنوشت عالم امکان اثر دارد

نبین باشد حصیر کهنه، دارایی این حاکم

ببین ثروت به صید او تلاشی بی ثمر دارد

به نخلستان چه با زحمت به جانِ چاه افتاده
کسی که تر کند لب را، دو عالم کارگر دارد

به دنیای پر از کج راهه، راهِ اوست راه حق

که اسلام بدون مرتضی، حتما خطر دارد

اگر گفته بپرسید از علی، من مطمئن هستم

اگر برگی زمین افتاده باشد او خبر دارد

به آنکه شامل لطف خدا گشته، بگو اصلا

علی بر تو نظر کرده، که حق بر تو نظر دارد

نفس دارد، نفس ها را برای یاعلی گفتن

وگرنه عمرِ بی معشوق، لَفظش هم ضرر دارد

**********

هجدهم ذی الحجه شد شیعه روز عیداست

از سوی خدای قدیر بر همـه نوید اسـت

آیه اي نازل شده دین حق کامل شده

لطف خداوندگار بر هـمه شامل شده

باشداین سخن ازرسول گفته ذات یزدان

درجانشینی علی حق بداده فرمان

بدست حی قدیر روز سعید غدیر

گردیده بعدازنبی بر همـه عالم امیر

آورده پیغام،پیک وحی ازخدای یکتا

گردد وصی تو علی در تمام دنیا

سرور و آقا علی نور دل طاها علی

امید عالم تویی همسر زهرا علی

**********

علی کسی است که دین سایه‌ای ز قامت اوست

سلامت همه اسلام در سلامت اوست

بگو شوند به کل فضائلش منکر

همان وجود علی مدرک امامت اوست

علی که خاک نشین نیست گر به خاک آمد

خدا گواست که از کثرت کرامت اوست

به خلد رحل اقامت گر افکنَد، عیب است

کسی که بر سر کوی علی، اقامت اوست

حلال زادگی شیعه ثبت و مستند است

همان ولایت مولا علی علامت اوست

شهامت علی از فتح بدر و خیبر نیست

گذشتن از همۀ حق خود شهامت اوست

صدای نالۀ زهرا شنیدن از پس در

گواه منزلت و صبر و استقامت اوست

علـی ز سلطنت روزگـار عـارش بـود

جهان به دیده کم از کفش وصله دارش بود

**********

نه هر که گشت محمّد، پیمبری داند

نه هر که حق علی بُرد، رهبری داند

نه هر که مسند حیدر گرفت و تند نشست

میان معرکۀ جنگ، حیدری داند

نوشته‌اند بر آن در که سوخت از آتش

چگونه عدل کُشی دادگستری داند

علی شناس یکی بود و او محمّد بود

«که قدر گوهر یکدانه گوهری داند»

به دست و تیغ و جوانمردی علی سوگند

فقط علی است که اسلام پروری داند

زبان شعر کجا، وصف او کجا؟ هرگز

نه عنصری نه نظامی نه انوری داند

مقام سائل او را به سلطنت ندهند

گدای درگه او کیمیاگری داند

چگونه خواست فلانی ستد برابر او؟

کم است از آنکه نهد رو به کفش قنبر او

**********

شاعر: سید مصطفی موسوی گرمارودی

گل همیشه بهارم غدیر آمده است

شراب کهنه ما در خم جهان باقی است

خدای گفت که «اکملت دینکم»، آنک

نوای گرم نبی در رگ زمان باقی است

قسم به خون گل سرخ در بهار و خزان

ولایت علی و آل، جاودان باقی است

گل همیشه بهارم بیا که آیه عشق

بنام پاک تو در ذهن مردمان باقی است

**********

شاعر: نصرالله مردانی

قسم به جان تو ای عشق ای تمامی هست

که هست هستی ما از خم غدیر تو مست

در آن خجسته غدیر تو دید دشمن و دوست

که آفتاب برد آفتاب بر سر دست

نشان از گوهر آدم نداشت هر که نبود

به خمسرای ولایت خراب و باده پرست

به باغ خانه تو کوثری بهشتی بود

که بر ولای تو دل بسته بود صبح الست

در آن میانه که مستی کمال هستی بود

به دور سرمدی ات هر که مست شد پیوست

بساط دوزخیان زمین ز خشم تو سوخت

چو در سپاه ستم برق ذوالفقار تو جست

هنوز اشک تو بر گونه زمان جاری ست

ز بس که آه یتیمان، دل کریم تو خست

ز حجم غربت تو می گریست در خود چاه

از آن به چشمه چشمش همیشه آبی هست

هنوز کوفه کند مویه از غریبی تو

زمانه از غم تنهایی ات به گریه نشست

دمی که خون تو محراب مهر رنگین کرد

دل تمامی آیینه ها ز غصه شکست

**********

غدیر خم از غیرت به جوش است‏

ببین قرآن ناطق را خموش است

خم غدیر از کف این مى ترست‏

زآنکه على ساقى این کوثر است

**********

سایبان باور نکردم مه شود بر آفتاب‏

تا ندیدم بر فراز دست احمد بو تراب

آرى آرى ماه بر خورشید گردد سایبان‏

مصطفى گر آفتاب آید، على گر ماهتاب

**********

امروز نبی هم به علی می‌بالد

تا روز ابد نام علی می‌ماند

عالم به هزار لهجه در عید غدیر

آوای قشنگ یا علی می‌خواند

**********

ای غدیر خم که هستی روز بیعت با امام

بر تو ای روز امامت از همه امت سلام

از تو محکم شد شریعت، وز تو نعمت شد تمام

ما به یاد آن مبارک روز و آن زیبا پیام

**********

غافل مشو از عید غدیر و برکات

امروز خدا گشوده است باب نجات

جبریل و ملائک همه با امر خدا

سر داده ز گل دسته هستی صلوات

**********

جلوه ‏گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر

ریخت از خم ولایت مى به مینا در غدی

رودها با یکدگر پیوست کم‏ کم سیل شد

موج می‌‏زد سیل مردم مثل دریا در غدی

هدیه جبریل بود «الیوم اکملت لکم»

وحى آمد در مبارک باد مولى در غدیر

با وجود فیض«اتممت علیکم نعمتى»

از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدیر

بر سر دست نبى هر کس على را دید گفت‏

آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر

بر لبش گل‌واژه «من کنت مولا» تا نشست‏

گلبن پاک ولایت شد شکوفا در غدیر

«برکه خورشید» در تاریخ نامى آشناست‏

شیعه جوشیده ا‏ست از آن تاریخ آنجا در غدیر

شعر درباره ی عید غدیر خم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.