شعر زیبا مخصوص عید غدیر خم

شعر زیبا مخصوص عید غدیر خم

به مناسبت فرار رسیدن  عید غدیر خم ، گلچینی از زیباترین شعر های مخصوص این روز را آماده کردیم.

دشت تا خيمه زد آهنگ خروشيدن را
چاه هم تجربه كرد آتش جوشيدن را

دست خورشيد در آفاق رسالت چرخيد
چنگ زد گيسوي ترديد پريشيدن را

و بيابان چه تبي داشت از انبوه سكوت
تا مبارك كند اين آينه پوشيدن را

عشق ابلاغ شد و حلقه مستان گُل كرد
تازه كرد آن خُم نو، چشمه نوشيدن را

پر شد آغوش غدير از دم «بخٍّ بخٍّ»
تا بكوبد هيجانات نيوشيدن را

عطر «من كنتُ…» و غوغاي «علي مولاه»
قافله قافله راند اين همه كوشيدن را

شعر عید غدیر خم

دستي به هوا رفت و دو پيمانه به هم خورد
در لحظه «مي» نظم دو تا شانه به هم خورد

دستور رسيد از ته مجلس به تسلسل
پيمانه «مي» تا سر ميخانه به هم خورد

دستي به هوا رفت و به تاييد همان دست
دست همه قوم صميمانه به هم خورد

«لبيك علي »قطره باران به زمين ريخت
«لبيك علي» نور و تن دانه به هم خورد

يك روز گذشت و شب مستي به سر آمد
يعني سر سنگ و سر ديوانه به هم خورد

پس باده پريد از سر مستان و پس از آن
بادي نوزيد و در يك خانه به هم خورد

شعر زیبا مخصوص عید غدیر خم

شعر غدیر خم

قسم به جان تو اي عشق اي تمامي هست
كه هست هستي ما از خم غدير تو مست

در آن خجسته غدير تو ديد دشمن و دوست
كه آفتاب برد آفتاب بر سر دست

نشان از گوهر آدم نداشت هر كه نبود
به خمسراي ولايت خراب و باده پرست

به باغ خانه تو كوثري بهشتي بود
كه بر ولاي تو دل بسته بود صبح الست

در آن ميانه كه مستي كمال هستي بود
به دور سرمدي‌ات هر كه مست شد پيوست

بساط دوزخيان زمين ز خشم تو سوخت
چو در سپاه ستم برق ذوالفقار تو جست

هنوز اشك تو بر گونه زمان جاري‌ست
ز بس كه آه يتيمان، دل كريم تو خست

ز حجم غربت تو مي‌گريست در خود چاه
از آن به چشمه چشمش هميشه آبي هست

هنوز كوفه كند مويه از غريبي تو
زمانه از غم تنهايي‌ات به گريه نشست

دمي كه خون تو محراب مهر رنگين كرد
دل تمامي آيينه‌ها ز غصه شكست

شعر غدیر خم

آسمان، سرپناه مولا بود
و زمين، كارگاه مولا بود

عاشقي، پابه‌پاي او مي‌رفت
چشم نرگس، نگاه مولا بود

هرچه مي‌كرد، دلبري مي‌كرد
مهرباني، سپاه مولا بود

عدل و آزادگي، كه گم مي‌شد
چشم مردم، به راه مولا بود

روز، هر چيز داشت؛ از او داشت
و شبان، شاهراه مولا بود

روز و شب را، به كار، وا مي‌داشت:
اين، سپيد و سياه مولا بود!
آب، از الغدير، برمي‌داشت
مَشربي، كه گواه مولا بود

كوفه، هرچند هم، كه بد مي‌كرد
باز هم، در پناه مولا بود!

پدر خاك بود و، خاكي بود
بي‌گناهي، گناهِ مولا بود!

شعر زیبا مخصوص عید غدیر خم

شعر غدیر خم

به آتش مي‌كشم آخر زبان سربه‌زيرم را
به توفان مي‌سپارم اسمان‌هاي اسيرم را

منم من، گردبادي خسته‌ام، زنداني خويشم
بگيريد آي مردم دست‌‌هاي ناگزيرم را

تمام عمر باقي مانده‌اش را گريه خواهد كرد
اگر توفان بخواند خنده‌هاي دور و ديرم را

درختان گردبادي رو به خورشيدند، از آن دم
كه خواندم در مسير باد، اندوه غديرم را

شبي اندوه تابان علي (ع) از چاه بيرون شد
شبي سيراب ديدم جان سر تا پا كويرم را

غدیر خم از غیرت به جوش است‏
ببین قرآن ناطق را خموش است

خم غدیر از کف این مى ترست‏
زآنکه على ساقى این کوثر است

ماه صد آئینه دارد نیمه شب‌ها در غدیر
روزها می‌‏گسترد خورشید، خود را بر غدیر

پیش چشم آسمان، پیشانى باز على‏
آفتاب روى زهرا در پس معجر غدیر

بر شیعه کنون وقت سرور و طرب است
جام طرب از غدیرخم لب به لب است

شادی خود اظهار نما با صلوات
گر شیعه‌ای و شاد نباشی عجب است

اشعار غدیر خم

در عید غدیر شادی ام افزون است
اندوه و غم و غصه ز دل بیرون است
شکرانه این عید فرستم صلوات
این سینه ام از حب علی مشحون است

شعر غدیر خم

گل همیشه بهارم غدیر آمده است‏
شراب کهنه ما در خم جهان باقى است

خداى گفت که «اکملت دینکم»، آنک‏
نواى گرم نبى در رگ زمان باقى است

قسم به خون گل سرخ در بهار و خزان‏
ولایت على و آل، جاودان باقى است

گل همیشه بهارم بیا که آیه عشق‏
بنام پاک تو در ذهن مردمان باقى است

شعر عید غدیر خم

تو آسمون، چه شوری برپاست خنده روی، لبای زهراست
عید غدیر، شب جشن آقاست
تو این شبا کار دلم جنونه بگید به دشمن علی بدونه
خدا خبر داد که دیگه از امشب هر چی علی بگه فقط همونه
خشم علی، یه پا قیامته
خصم علی، کمال خفته
اسم علی، خدایی بهترین عبادته
مولانا یاحیدر، یامرتضی
عبد توام، تو آقای منی ستاره، تو شبهای منی
پای توام، تو هم امید فردای منی
بین تموم دلبرا محشری عشقه به والله برا تو نوکری
تا روز محشر به خودم می بالم حیدری‌ام حیدری‌ام حیدری
خوب یا بدم، آقا جون همینم
آرزومه، تو صحنت بشینم
ایشالا که، همه تونو تو نجف ببینم
مولانا یاحیدر، یامرتضی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *